![]() |
![]() |
|
| اگه میخوایی عاشق بشی و در مصرف عقل صرفه جویی کنی همینجا بمون ! |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 9:5 توسط فرید |
|
دریا در خودش غرق نمی شود. کوههای کم طاقت آتش فشانند. سوختن و ساختن خورشید را می ستایم . آنقدر انتظار کشید که دفتر نقاشیش تمام شد خورشید هنگام طلوع راهی به روشنی روز پیش پای بندگان خدا می گزارد. عاشق گل قالیم که خارش تا به حال دست و پای هیچ کسی را مجروح نکرده است . به حال فریادی اشک می ریزم که تارهای صوتیش را از دست داده است . زنبور عسلی که شیره گل قالی را بمکد دست خالی به کند باز می گردد . همیشه یاد گرفتم همه خوبیها رو به یه بدی ببخشم آخه مگه خدا با شیطون این کار رو نکرد؟! همیشه در پی جراح زبردستی میگردم که سرنوشت من و تو را به هم پیوند بزند. زمان لازم برای احساس درد در انسان دو صدم ثانیه است !!! حال باز هم درد جدایی را به من هدیه می کنی؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 8:56 توسط فرید |
|
|
خيلي سخته كه بغض داشته باشي ، اما نخواي كسي بفهمه ... خيلي سخته كه عزيزترين كست ازت بخواد فراموشش كني ... خيلي سخته كه سالگرد آشنايي با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته كه روز تولدت ، همه بهت تبريك بگن ، جز اوني كه فكر مي كني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته كه غرورت رو به خاطر يه نفر بشكني ، بعد بفهمي دوستت نداره .
زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي . گناه تو نبود که منو دوست نداشتی... توفیقی بود برای من که در نبودنت به همه انسانها عشق بورزم. تا همیشه بهار، لبریز از بهاره، این تویی که میون همه اونهایی که دوستشون دارم، می درخشی! درست مثل درخشش شبنمی که از چشمام می ریزه و روگلبرگ گونه هام می نشینه، بیشتر از همیشه دوستت دارم . گر ديدمت، 19 بار بهت خنديدم، 18 بار به من اخم کردي، 17 بار از دستم خسته شدي، ولي 16 بار ديگه سعي کردم، و 15 جمله ي عاشقونه رو به 14 بار به 13 زبون دنيا و 12 لهجه و 11 روز و روزي 10 بار به کمک 9 نفر به تو گفتم اما تو 8 بار قهر کردي، 7 بار صورتتو از من برگردوندي، و من 6 بار برات مردم، 5 بار قربونت رفتم، و 4 بار نازتو کشيدم، 3بار ناز کردي، و 2 بار جونم رو به لبم رسوندي، تا فقط 1 بار به من بگي: ( دوستم داري) پس بگو . فکر می کردم با مرام ... نبود فکر می کردم با منه ... نبود فکر می کردم همیشه تو فکر منه ... نبود فکر می کردم همیشه به یاد منه ... نبود فکر می کردم بهم علاقمنده ... نبود خیلی چیزای دیگه هم فکر میکردم جز یه چیز هر چی خشگله نا مهربونه .
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. . تنهايي را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنهان خواهم کرد.
![]()
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:28 توسط فرید |
|
|
شب گلهای رنگارنگ بهاری را همرنگ می کند .
غنچه ای که شکوفا نمیشود بهار را در خود احتکار کرده است . پرنده ای که شکوفه را اندازه جوجه اش دوست دارد عاشق بهار است . با دسته گلی به شادابی حاصل جمع شکوفه های بهاری به استقبالت می شتابم . یکی میگفت تا آمدم به بهار فکر کنم گل از گلم شکفت! جویبار از کوه خبر بهار می آورد . |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 9:56 توسط فرید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
تو که داری الان این وبلاگ رو از روبروی چشمای قشنگت میگذرونی بدون که من این وبلاگ رو راه انداختم چون فعلا عاشقم و با تموم شدن عشقم با اونی که خدای منه این وبلاگ هم بسته میشه پس دعا کن که عشقم همیشه دوآتیشه بمونه. اگه از خودم بگم : فرید- 69-عاشق موزیک-فوتبالی و نسبت به تقریبا همه دخترا بی احساس اما عاشق ......... با مرام خوشتیپ و با عشقم یعنی همونی که خودش میدونه .خوب هر آدمی یه جور عقایدی داره دیگه. امیدوارم مطالبم بتونه سمت چپ قفسه سینه تون رو قلقلک بده . ممنون که تا آخرش خوندی . راستی سلاااااااااااااام.
|
| نوشته های پیشین |
|
86/12/01 - 86/12/29 86/03/01 - 86/03/31 86/02/01 - 86/02/31 |
| پیوندها |
|
ای عشق من:.جواد جون حسرت دیدار تو سکوت سرد سکوت سرد |
|
RSS
|